سبک معماری پارامتریک

طراحی پارامتریک یک پروسه ی بر پایه تفکر الگوریتمیک  یا به بیان بهتر روش طراحی مقداری  می باشد که یک سری پارامتر و قوانین همراه یکدیگر روابط بین هدف طراحی  و نتیجه طراحی را تعریف می کنند. طراحی پارامتریک یک پارادایم طراحی است که در آن روابط بین المان ها، تکثیر هندسه و فرم های پیچیده را رقم می زند. کلمه پارامتریک از مبحث “معادله پارامتریک در ریاضیات منشا می گیرد و اشاره به استفاده از پارامترها و متغییرهای مشخص دارد که می توان با تغییر آن ها نتیجه یک سیستم یا معادله را ویرایش کرد. طراحی پارامتریک یک ایده جدیدی نیست و از قدیم در بخش های از طرح های معماری کاربرد داشته است . طراحی الگوریتمیک و تکرار شونده در حال تبدیل شدن به یکی از گرایش های محبوب در حرفه معماری می باشد

پارامتریک به این معنا است که فرمی از هنر و معماری را طراحی و پارامتر های قطعی را برای ساختار آنها ایجاد نمود. نکته مهم اینجاست که راهکار های نهایی را نمی توان کنترل نمود و تفکر طراحی پارامتریک هم بر پایه تغییر و تحول تعریف شده است و تنها طراحی اشکال را شامل نمی شود چرا که با روش های محاسبات پیشرفته به خلق احتمال های غیر ممکن می رود

طراحی پارامتریک معماری ساختمان تولیدی، واکنشی و تکراری می باشد و یک روش جدیدی برای کنترل فرم را ارائه می دهد. معماری پارامتریک این اجازه را به معمار می دهد تا نسبت به بافت، محیط و قوانین و مقررات واکنش نشان داده و به صورت کامل فرایند دیجیتالی از طراحی تا ساخت را ایجاد کند

برخلاف روش معمول ترسیم احجام ، مدل سازی حجم با الگوریتم مولد بر پایه اعداد ، هندسه و محاسبات استوار است. حتی اگر با حجم آزاد شروع به طراحی کنید آن حجم باید در ابتدا به پارامتر هایی مشخص متصل شود. نتیجه کار مسیر هایی است که همگی به هم مرتبط اند و با تغییر پارامتر های تعیین کننده، مسیر کل محاسبات تغییر کرده و حجم بدست آمده تولید می شود. ذکر این نکته نیز ضروری است که استفاده از روش های الگوریتمیک برای تولید حجم باعث کاهش فاحش اختلافات بین رشته های مرتبط با معماری مثل سازه، انرژی، تاسیسات، شهرسازی و عرصه ی ساخت خواهد شد. نرم افزار هایی مثل گرس هاپر توانسته اند به خوبی فاصله ی بین حوزه ی طراحی و ساخت را نیز پر کنند

یکی از قدیمی ترین مثال های طراحی پارامتریک را می توان مدل معکوس شده ی کلیسا ها توسط آنتونی گائودی دانست. او در طراحی کلیسای یک سری مدل های سیمی شکل طراحی کرد که توسط وزنه هایی آویزان بودند. با عکوس کردن فرم بدست آمده او سقف ها و قوس های پیچیده ای را طراحی کرد. با تنظیم محل وزنه ها و یا طول سیم ها او توانست شکل هر قوس تغییر داده و با قرار دادن یک آیینه در زیر مدل فرم بدست آمده را مشاهده کند

طبیعت همیشه به عنوان یک الهام برای طراحان و معماران بوده است. تکنولوژی که کامپیوتر به همراه خود آورده است به طراحان و معماران ابزار هایی برای آنالیز و شبیه سازی پیچیدگی های مشهود در طبیعت را داده که امکان استفاده از آن در فرم سازه ساختمان ها و الگوی مدیریت شهری را فراهم کرده است. در دهه ۱۹۸۰ معماران و طراحان از کامپیوتر هایی بهره بردند که توسط نرم افزار های صنعت هوافضا و علوم تصویر توسعه یافته بودند

همانطور که هومن بالازاده میگوید ، معماری پارامتریک براساس عوامل و شرایط بیرونی خود را تغییر می‌دهد و به صورت یک ساختار یکپارچه نسبت به عوامل محیطی شکل می‌گیرد. معماری سنتی ایران و معماری پارامتریک شباهت‌هایی در بیان واحد و یکپارچه دارند. معماری اگر بتواند تحت یک نظام یکپارچه به نیازهای محیطی خود پاسخ مناسب دهد و سیاست درستی نسبت به عوامل خارجی اتخاذ کند درواقع رسالت خود را به‌درستی انجام داده است. در هر نوع سبک معماری نیاز به ابزارهایی برای طراحی وجود دارد که بین ابزارهای معماری سنتی و معماری پارامتریک تفاوت‌های زیادی وجود دارد ولی در نوع پاسخگویی به عوامل می‌توان شباهت‌هایی را بین‌شان پیدا کرد که این شباهت‌ها از نوع وحدت کل و جزء تحت یک نظام و ساختار است. نظام واحد و یکپارچه ایجاد شده در معماری پارامتریک و معماری سنتی ایران به نیازهای مختلف محیطی پاسخگو بوده و سعی در حل نیازهای محیطی دارد که نهایتا تحت یک الگوی یکپارچه خود را معرفی می‌کند .و علیرضا مشهدی میرزا در رابطه با معماری پارامتریک در ایران این چنین میگوید، به اعتقاد من نه‌تنها معماری ایرانی بلکه تمامی معماری‌های دنیا براساس پارامتر شکل گرفته و منطق و دلایل محکم و مستدلی در پشت آنها نهفته است. با مطالعه و جستاری در معماری بومی مناطق مختلف دنیا متوجه این موضوع می‌شویم. امکانات، اقلیم، دسترسی، اقتصاد و … پارامتر‌های شکل‌دهنده معماری در طی هزاران سال به شمار می‌روند. در معماری برای مردم هدف از تحلیل و استنتاج این پارامترها رسیدن به یک فضای آرامش و ماندگار است و کمتر فرم در نظر گرفته می‌شود.در معماری‌های حکومتی با توجه به سیاست حاکمان و ایدئولوژی آنها نمادها و فرم‌ها رفته‌رفته غالب بر کارکرد و منطق مردم‌ واری شده است. در مجموع به اعتقاد من آنچه به عنوان مثال در تولید مقرنس و کاربندی به عنوان پارامتر و الگو‌های شکل‌دهنده فرم تاثیر‌گذار هستند رویکرد منطقه‌ای و جغرافیایی نیست. با نگاهی به معماری سایر نقاط دنیا به نظر من یک روش فراگیر است که به جای استفاده از ابزار پیشرفته نرم‌افزاری از روش‌های ابتدایی و هندسی و کاملا خلاقانه چنین فرم‌هایی تولید شده‌اند

اگر به معماری به شکل حجم در فضا نگاه کنیم همیشه با هندسه و ریاضی به منظور طراحی آن سر و کار خواهیم داشت. تاریخ معماری هر دوره ای به شکلی با هندسه در ارتباط بوده است

معماری بیونیک

مزایای علم بیونیک

تقليد از طبيعت مزاياي بسياري دارد. هر جاندار کنوني داراي چندين ميليون سال تکامل است، در اين فاصله زماني طبيعت هر چه را که سازگاري نداشته از بين برده است . اين اميدواري را بوجود آورده که بشر بتواند با مطالعه فرآيند تکامل، مکانيسم‌هاي جديد فناوري را از روي موجودات زنده نسخه‌برداري کند . بیونيک يا علم بررسي نظام حيات جانداران، امروزه به عنوان يکي از سه علم برتر جهان (آی تی،نانو ،بیونیک) شناخته میشود

کاربرد در معماری

 بيونيک شامل سه بخش است ،ساختار اصلی : علم سيستم هايي که کار آنها از سيستم هاي زنده گرفته شده است ، مکانیزم ها : علم سيستم هايي که خصوصياتي شبيه خصوصيات سيستم هاي زنده را دارند ، دریافت های حسی فرم : علم سيستم هايي که از نظر ظاهر به سيستم هاي زنده شبيهند

استفاده از فرم های بهینه شده ی طبیعی و الگو گیری از آن ها در ساخت فرم های معماری و ساختمانی میتواند علاوه بر کاهش زمان و هزینه، انعطا ف پذیری لازم برای طراحی پوسته و خلق فرم های جدید در زمینه معماری و طراحی معماری را فراهم آورد . علم ریخت شناسی یا مورفولوژی یکی از علم های وابسته به بیونیک است که باید در راستای طراحی بیونیک  و برای بهرهگیری بهتر بررسی شود.  آندریاس فانینگر آناتومی طبیعت تکامل ساختار و فرم در طبیعت را واکنش هوشیارانه برای بقا دانسته است . بصورت کلی می توان گفت که طراحی بیونیک یک طراحی همگرا است . بدین معنا که گذشتن از هر یک از این مراحل به معنای اتمام مرحله نیست و در یک حرکت مارپیچی و بر اساس نیاز و روند طراحی دوباره به مراحل قبلی بازگشت وجود دارد. به عنوان مثال میتوان به صدف آبالون اشاره کرد. سازه ماده سازنده صدف آبالون از واحدهای شش ضلعی آراگونیت ساخته شده اند که علاوه بر اینکه ماده آلی منعطفی آ نها را به شکل آجر و ملات در لایه های متعدد روی هم قرار میدهد

فرم پوسته صدف آبالون داری پتانسیل لازم برای الگوگیری در طراحی معماری پوسته های ساختمانی می باشد. حفره های لبه ی کناری پوسته را نیز می توان به عنوان روزنه های نورگیری ساختمان مورد بررسی قرار داد. مهمترین تابع چند ضابطه ای که فرم صدف را شکل میدهد تابع اسپیرال طلایی می باشد که یک تابع قطبی است

منحنی اسپیرال طلایی و تخمین آن توسط مستطیل طلایی

 در معماری بسیاری از معماران از گذشته از علم بیونیک استفاده میکردند که در آن زمان تحت این عنوان نبود. یکی از معماران مطرح در زمینه ی معماری  بیونیک کالاتراوا است که از اریگامی بدن انسان و جانداران برای طرح های خود استفاده میکند به همین خاطر  طراحی های او بر مبنای سازه های پیچیده بنا شده است و دارای استحکام شگفت انگیزی هستند و به ظاهر بسیار سبک حس میشوند . از جمله معماری دیگر معماران که در این زمینه بسی درخشیده است میتوان به استادیوم الامپیک مونیخ یاد کرد. به عنوان سیستم پوشش استادیوم با ایجاد  چشم انداز مصنوعی واین پوسته  شروع به فشرده شدن  می کند تا به انتهای استادیوم می رسد. تغییر چشمگیر در مقیاس پوسته ، درک چشم انداز شناور مصنوعی را که از خاک شروع می شود وسپس شروع به  افزایش می کند. تا جلوه هایی از بازتاب کوه های سربه فلک کشیده آلپ را نشان داده و دوباره در آن طرف استادیوم می نشیند. از دیگر بنا های چشمگیر در این زمینه میتوان به ساختمان اينونيک در کمبريج که بزرگترین آسمان خراش به سبک بیونیک هست اشاره کرد .بازسازی مجموعه ساختمانی کليبورک در بيجل مرمر ، در نزديکی آمستردام ، از نمونه های اولیه کاربرد این عنوان در معماری بود . نمای اين ساختمان 500 واحدی که طولی بالغ بر 1000 متر دارد پوسته اي جديد از راهروهای متحرک ميباشد . یکی از مشکلات بنای راهروهای طويل و کريدورهای يکنواخت آن بود . لين يکی از پيشگامان معماری بيونيک،  برای حل اين مشکلات لايه ای متشکل از آسانسورها و پله برقی ها را به نمای بنا اضافه کرد و توانست فضای راهروهای قديمی را شکسته با شيشه گذاری آن ها و باغچه کاری به حياط های زمستانی تبديل کند . همچنین با تغييرات گونه های تازه از همسايگی مورب و عمودی را جايگزين همسايگی های افقی و يازده ترکيب همسايگی مختلف را ايجاد کرد . برج بیونیک در شانگهاي چين يه نمونه خوب براي اين سبک معماري است . سازه این بنا ،که از نوع ارتفاعي هسته مرکزي از سازه درخت الهام گرفته شده و طبقاتش مثل شاخه هاي درخت و بناها مثل برگ رفتارشون توجيه شده است. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که معماری بیونیک نیاز به آزمون و خطا ندارد و خود آن نظریه ای از پیش امتحان شده است و معمار تنها باید بر فرم شناسی تسلط کامل و کافی داشته باشد و بتواند از داده های طبیعی بهترین استفاده و بهره را ببر

22
سانتیاگو کالاتراوا

هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند

منابع

مقاله معماری با رویکرد بیونیک ، فاطمه قارونی،  علی عمرانی پور و محمد یزدی ، ص 127 الی 140

مقاله درباره ی بیونیک ، دکتر امین غفوری پور ، ص 4الی 10

سالوادوری، ماریو ، ترجمه دکتر محمود گلابچی، سازه در معماری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،سال 1374،ص 1 الی 6

کالاتراوا، سانتیاگو، ترجمه بهنام قلیچ خانی، سانتیاگوکالاتراوا از خود و کارهایش می گوید، مقاله رهیافت طراحی،نشریه صفحه شماره37، سال 1382

 www.spirasolaris.ca/sbb4d2c.html

 www.biomimicryinstitute.org

سبک معماری مَنِریسم

شیوه‌ گرایی یا مَنِریسم سبکی است که از سده هفدهم در هنر و ادبیات اروپا رایج شد و به تدریج، به کاربستِ تصنعی، افراطی و تظاهرآمیز شگردهای هر سبک هنری گفته می‌شد . البته دلالت خاص آن، به نقاشی، پیکرسازی و معماری ایتالیایی در فاصله زمانی میان اوج دوره رنسانس و باروک محدود می‌شود . “شيوه گرايان” به جاي رجوع به طبيعت و ادامه جستجو در پديده هاي طبيعی به هنر روی آوردند و استادان هنر رنسانس پيشرفته به خصوص ميكل آنژ و پيكرتراشان رومي را سرمشق خود قراردادند. آنها اعلام كردند كه هنرمند حق دارد قواعد را مطابق ميل خود تفسير كند و هنرمند ميتواند به شكلها جنبه آرمانيتری بدهد. شيوه گرايان به ويژه به ترسيم پيكره آدمی توجه كردند و به جای تعادل به دنبال ناپايداری بودند. پس به تدريج هنر متعادل رنسانس پيشرفته جايش را به بي قراری ، كژی و اغراق سپرد

پیرایه، خرق عادت، خطای حسی، ریزه کاری های مبتکرانه دیگر تداعی معنایی شیوه گرایی هستند .

معماری منریسم به سبب روی گرداندن از قواعد کلاسیکی تعادل ، نظم و هماهنگی با معماری رنسانس متفاوت است . همچنین به دلیل این که تمامی عناصر را در الگوهایی یکدست و پویا ادغام نمیکرد با معماری باروک نیز متمایز بود . طرح میکل آنژ برای دهلیز کتابخانه لُرنتسو در فلورانس را میتوان پیش درامدی برای معماری منریست دانست اما آثار جولیو رومانو نمونه های شاخص این سبک از معماری بودند . در حقیقت او با بنا کردن پالاتسو دل ته ، الگویی برای معماران سده شانزدهم میلادی پدید آورد .

بهره گیری از خطای حسی ، عنصری کلیدی در طراحی به سبک منریسم به شمار میرفت .

منریسم خود را به گونه های مختلف نشان داد. شاگرد، متولد رم رافائل، جولیو رومانو از سال 1520 برای دودمان گونتساگا در مانتوا کار کرد و در این دوران یک مجموعه انحراف از قواعد کلاسیک را در شاهکارش پالاتسو(قصر) دل ته به نمایش گذاشت که در آن ها ریتم ها عوض و بدل می شوند.نیم ستون های خارجی نما با سطوح زبرکار شده ترکیب می شوند و تاق ها با سنتوری ها در هم می آمیزند. این اثر به عنوان یک ابداع جدید خودنمایی می کند،ولی هرگز از قواعد سنت کلاسیک نه از لحاظ معماری و نه از لحاظ معنایی دور نمی شود و در یک اندرونی با شکوه به اوج می رسد که اگرچه تزئینات معماری خاصی ندارد، ولی با یک اثر نقاشی پوشانده شده است و غلبه بر نظام کلاسیک به دست بزرگان این فن را به تصویر می کشد

آندریا پالادیو که احتمالا با رومانو کار کرده بود سنت کلاسیک را جهت در بر گرفتن عناصر ناسازگار پیشین به صورت مشابهی توسعه داد. بهره گیری از خطای حسی نیز عنصری کلیدی در طراحی پالاتسوماسیمو به دست بالداساره پروتسی در رم است

معمار این اثر که با مشکل زمین نا هموار بنا روبرو بود، ناگزیر بود قصر دو قلوی 2 برادر را در چنین فضایی جای دهد.او جهت فائق آمدن بر این چالش، با ایجاد انحنا در نمای بنا آن را با خط خیابان تطبیق داد. در پشت این مطلب  مجموعه ای از خطاهای حسی وجود دارد که با الگوهای تزئینی تشدید شده اند و سرآغاز قوانینی گشتند که یک سده پس از آن در دوران باروک به اوج خود رسیدند

یکی از نمونه های شاخص این سبک از معماری بازیلیکا،ویسنزا،آندریا پالادیوس است

نخستین ماموریت عمومی پالادیو محصور کردن یک تالار موجود با این رشته تاق دو طبقه  بود. بسیاری از ابعاد توسط سازه موجود از پیش تعیین شده بودند و پالادیو  برای این که این محدودیت ها را به طراحی خود بخوراند عناصر کلاسیک متعددی را برروی هم قرار داد تا انعطاف پذیری ای تولید کند که با یک نظام واحد ناممکن بود و این خود عصاره مکتب رفتارگرایانه بود

ذهنیت نهفته در زیبایی‌شناسی شیوه گزینی، غیرکلاسیک بود اما جز افراطی‌ترین شکل‌های آن، عملا ضدکلاسیک نبود. جنبه‌ی ضدطبیعت‌گرایی منریسم حتی از جنبه‌ی ضد کلاسیک آن برجسته‌تر و مهم‌تر است . این سبک با بهره‌گری از انتزاع‌گری قالبی، به سبکی برخوردار از چنان ظریف‌کاری پیشرفته‌ای تبدل شد که در آن بر زیبایی، تنوع و نمایش استادانه به بهای از دست دادن مضمون، وضوح و وحدت تاکید می‌شد
رابطه‌ی بین شیوه‌گزینی با جنبش‌های مذهبی نیز به همین اندازه گنگ بود. علی رغم احترام ژرفی که در بسیاری از آثار نقاشان نسل نخست مشاهده می‌شود، جنبه‌های دنیویِ افراطی نسل دوم ذاتا مخالف «جنبش اصلاح دینی» با آن اخلاقیات خشک و جنبش «ضد اصلاح دینی». خواستار پیروی مو به مو از اصول دین بود ، نتیجه، سبکی بی‌روح و صرفا مناسب پشتیبانی از کلیسا و اصول جزمی آن بود. به این تمثال‌های «رسمی» جنبش ضد اصلاح دینی برای آنکه بتوانند پیام‌های دینی خود را به گویاترین شکل ممکن به مخاطبان خود انتقال دهند، امکان حضور نیرومند فیزیکی اعطا شد .

سبک معماری نئو فوتوریسم

مطمئنا بعد از اتمام گرایش معماری فوتوریسم قبل از جنگ جهانی اول این جنبش و خاستار تا ابد خاموش نماند چرا که فوتوریسم همانطور که در مبحث سبک معماری فوتوریسم ذکر شد سبی آینده گرا بود .

آغاز فرآیند صنعتی سازی پس از جنگ جهانی دوم، باعث سرعت بخشیدن به جریانهای فکری جدیدی شد که در هنر، معماری و سبک زندگی شکل گرفته بود و نهایتاً منجر به ایجاد پست مدرنیسم و سپس نئو فوتوریسم شده است. به بیان  دیگر معماری آینده گرا منتهی به هنر دکو، جنبش گوگی، معماری پیشرفته و اخیرا معماری نئو فوتوریسم شده است

در دهه های ۶۰ و۷۰ میلادی معماران و هنرمندانی در آمریکا و اروپا، طرح هایی را ارایه دادند که توجه و تاکید بر به تکنولوژِی های روز و آینده گرایی در آنها به وضوح قابل مشاهده بود

در سال ۲۰۰۷، ویتو دی باری( طراح نوآور و مدیر اجرایی سابق یونسکو)، با انتشار بیانیه شهر فتوریسم در موسسه نمایشگاههای بین المللی به تشریح دیدگاه خود برای شهر میلان در نمایشگاه جهانی سال ۲۰۱۵ پرداخت. به این ترتیب بار دیگر آینده گرایی مجدداً در کانون توجه قرار گرفت. دو تن از نامدار ترین معماران معاصر در ظهور آنچه که به عنوان معماری نئو فوتوریسم تاویل می شود، نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند زاها حدید و سانتیاگو کالاتراوا در طول دوران حرفه ای و پر افتخار خود موفق شدند  را خلق کنند که گویی فراتر از زمان هستند

ی باری در تعریف نئو فوتویسم، آن را به منزله “گرده افشانی متقابل هنر ، فن آوری های برتر و ارزش های اخلاقی به همراه ایجاد کیفیتی فراگیرتر از زندگی” تعریف می کند. ژان لوییز کوهن نئو فوتوریسم را نتیجه ی تکنولوژی می داند که به مدد آن قادر هستیم اشکالی که قبلاً ساخت آنها غیر ممکن بود را در سایه تولید مصالح جدید بسازیم. اتان جی فیلد بر این عقیده است که ماشینی سازی به یك عنصر جدایی ناپذیر فرآیند خلاقیت تبدیل شده و ظهور حالت های هنری را ایجاد می كند كه پیش از فن آوری رایانه غیرممكن بود. رینر بانهام آن را فراخوانی برای معماری تعریف می کند که از نظر فنی بر همه معماری های قبلی غلبه می کند اما دارای شکل و رسایی است

معماری نئو فوتوریست یا  آینده‌گرای نو، شکلی از معماری است که اصول زیبایی‌شناختی‌ و روش‌های نوینی را مطرح می کند. به بیان دیگر نئو فوتوریسم به عنوان جنبشی آوانگارد، به دنبال تجدید نظری آینده نگرانه در رابطه با مفاهیم زیبایی شناسی و عملکرد شهرها با توجه به سرعت رشد بالای آنها است. معماری نئو فوتوریست راهی برای رسیدن به سادگی و نشان دادن بی ‌باکی و جسارت است. در این سبک کاربرد مصالحی نظیر آهن، شیشه، بتن تقویت‌ شده، چوب، آجر و سنگ معمول است چرا که امکان سبکی و انعطاف‌پذیری را فراهم کرده است

معماران نئو فوتوریست همچون فوتوریست ها با الزاماتی برای زندگی مدرن روبرو بوده و به دنبال روشی برای پایه‌گذاری عقاید جدید و شهری نوین هستند. نئوفتوریست های علاقه بسیاری به تکنولوژی های روز دارند و بر این اساس به دنبال مصالح جدیدی هستند که در طراحی‌های نوین به کار برده شود. شاید بتوان نزدیک ترین سبک معماری به نئو فوتوریسم را معماری هایتک عنوان کرد. اما نئو فوتوریسم تکامل یافته تر بوده و سبب توسعه‌ی بسیاری از ایده‌ها و موضوعات مشابه شده است

در معماری نئو فوتوریستی به ندرت شاهد استفاده از احجام و اشکال مکعبی هستیم و اشکال منحنی و خطوط مورب و شکسته که به عنوان نماد هایی از تغییر وتحرک هستند ، نسبت به خطوط افقی و عمودی استفاده بیشتری دارند

در معماری نئو فتوریسم به وضوح شاهد به وقوع پیوستن ایده های معماری فوتوریسم هستیم چرا که ساختمان ها با جنبه ی صنعتی شدن در شهر های کنونی قد برافراشته اند و آسانسور ها همچو نمادی از نشانه های ساختمان بر ساختمان ستون شده اند و همچنین راه پله ها از حجم بسته خود را رهایی دادن و به کل هر گونه تزئینات  و جزئیاتی حذف شده و مجموعه ساختمان ها هر یک به عنصری قدرتمند و متمرکز بر ساختار شهر به نظر میرسند . در کل بروز چنین اتفاقی باعث قد کشیدن شهر ها شد .

سبک معماری فوتوریسم

آینده‌ گری یا فوتوریسم (در زبان ایتالیایی: Futurismo) (در زبان فرانسوی: Futurisme) فتوریسم یکی از جنبش‌های هنری اوایل قرن بیستم بود. مرکز این جنبش در ایتالیا بود و در کشورهای دیگر از جمله روسیه نیز فعالیت داشتند

معماری آینده‌گرا (معماری فوتوریسم)  بیش‌تر به جنبش عظیم صنعت و بازتاب آن در جامعه تعلق داشت، هر چند معمارهایی مانند آنتونیو سانت‌الیا (۱۸۸۸–۱۹۱۶) که در نخستین نمایشگاه آزاد آینده‌گری در سال ۱۹۱۶ شرکت کردند و به جمع آینده‌گراها پیوستند، کارهایشان از حد نقاشی و طرح فراتر نرفت ولی معماری این سبک تحولی بنیادین در شیوه‌هایی که امروزه به نوگرایی شبه کلاسیک معروف است، تبدیل شد علاقه‌مندی معماران فوتوریسم وابسته به هر چیز جدیدی در رابطه با فنآوری است. نکته‌ی مهم دیگر این که هنرمندان معماری چنین جنبشی بسیار مصمم بودند که از گذشته فاصله بگیرند. برای دستیابی به این منظور، معماران معماری فوتوریسم پروژه‌ای را مطرح کردند که بایستی همه‌چیز در ساختمان‌سازی شهر جدید عالی و بی‌نقص باشد.با رهایی از گذشته، معماران فوتوریسم فنآوری‌های جدید را که به روز بود پیشتیبانی کردند. آن‌ها به دنبال مصالح جدید بودند که در طراحی‌های نوین به کار برده شود و از طریقی که در گذشته طراحی شدند اجتناب شود ، معماری فوتوریسم بخشی از جنبش هنری است که فوتوریسم نامیده شده و از ایتالیای اوایل قرن بیستم سرچشمه گرفته و بنیانگذار آن فیلیپو تی.مارینتی است. «آنتونیو سانت الیا» هنرمند ایتالیایی است که تعداد کمی از پلان‌های رویایی وی ساخته شدند. وی در قلب یک کلانشهری که تحت تحولات صنعتی و افزایش جمعیت فراوان بود آرمانشهری را متصور شد که شهر جدید نامیده شده و مملو از آسمانخراش‌های یکپارچه و به‌یادماندنی با پل‌ها و معابری است که سراسر آسمان را درنوردیده‌اند ، بعد از پیوستن معمار جوان به نام آنتونیو سانت الیا و انتشار منشور معماری فوتوریست، سبک فوتوریسم رسما وارد حوزه معماری شد. اگرچه سانت الیا هیچ ساختمانی به سبک فوتوریسم احداث نکرد ولی کار بزرگ او ترسیم شهر جدید مطابق با اصول نظری جنبش فوتوریسم بود. تصاویر این شهر خیالی بسیار مدرن شامل یک سری آسمان خراش های بسیار مرتفع بدون هیچ گونه تزیینات و رجعت به تاریخ بود. از زیر و مجاور این سازه های بتنی و فولادی عظیم پل ها و خطوط ارتباطی برای اتومبیل، قطار و مترو در چندین طبقه عبور می کرد

نکات مهم ذکر شده توسط سانت الیا در این منشور که زیر بنای فکری این جنبش در حیطه معماری و شهرسازی را تشکیل می داد به این قرار است :

ما در خیابانهایی که برای نیازهای بشر چهار، پنج، شش قرن پیش ساخته شده زندگی می کنیم، محاسبات براساس مقاومت مصالح ، استفاده از بتن آرمه و فولاد ، مانع از معماری به مفهوم قدیمی و کلاسیک شده است ، ما دیگر این احساس را نداریم که مردان کلیساهای بزرگ ، قصرها و تریبون ها هستیم ، ما مردان هتلهای بزرگ ، ایستگاه های راه آهن ، خیابانهای وسیع ، بنادر عظیم ، بازارهای سر پوشیده ، رواقهای روشن ، جاده های مستقیم و تخریب های سودمند هستیم ، ما باید شهر فوتوریسم را همچون یک کارگاه کشتی سازی پهناور و پر هیاهو ، متحرک و فعال با تمام جزئیاتش ، ابداع و مجددا بازسازی کنیم ، خانه فوتوریسم باید همانند یک ماشین عظیم باشد ، آسانسورها دیگر نباید همچون سوراخ های کرم در گوشه های راه پله پنهان شوند ، خود قفسه راه پله به دلیل بلا استفاده بودن  باید حذف شود ، آسانسورها می بایست همانند اژدهایی ساخته شده از آهن و شبیه بر پیکر ساختمان بالا روند ، خانه ساخته شده با بتن شیشه و آهن و عاری از نقاشی و مجسمه و غنی به سبب زیبایی خطوط و برجستگی هایش ، و بسیار زشت به لحاظ سادگی مکانیکی اش ، با توجه به احتیاجات و نیازها و نه بر طبق قوانین شهرداری ساخته خواهد شد تزئین بایستی برچیده شود ،  همه چیز باید دگرگون گردد ، بیایید بناهای تاریخی ، پیاده رو ها ، پاساژها و راه پله ها را واژگون کنیم ، بیایید خیابانها و میدان ها را پایین ببریم و سطح شهر را بالا بیاوریم ، همانگونه که پیشینیان منبع الهام خود در هنر را در طبیعت جست و جو می کردند ، ما باید منبع الهام خود را در جهان مکانیکی که بوجود آورده ایم پی جویی کنیم و در یک کلام هر نسلی باید شهر خود را بسازد .

، تخیل به عنوان تصور چیزهایی که وجود ندارند سه جنبه اصلی دارد ترکیب شهودی تصاویر و مفاهیم

تلفیق کارکردهای بازآفرینانه حافظه و خاطره با نوآوری های سازند ، میانجی گری میان تجارب گذشته و دستاوردهای حاضر

در هم شکستن محدودیت ها و ذهنیات گذشته باعث میشود که معمار بتواند بنایی را که وجود ندارد و امکان ساختن آن ممکن نیست تصور کند و در پی ساخت آن برآید در مرحله بعدی تلفیق کارکردها ی حافظه و برخورد آن با نوآوری های سازنده ، معمار را در جهتی پیش میبرد که طرح تخیلی خود را باور کرده و قابل اجرا بداند. در مرحله بعد طرح تخیلی معمار نقش تولیدی و سازنده می یابد به طوریکه معمار طرح خود را قبول کرده و ذهن خود را به سمتی هدایت میکند که در پی ساخت اثر خلق کرده در ذهن خود باشد

معماری فوتوریسم یا آینده‌گرا، شکلی از معماری است که زیبایی‌شناختی‌های سنتی و اولیه را نپذیرفته و روش‌های نوینی را مطرح کرده است که دو موضوع اصلی آن عبارت است از: حرکت و ماشین

مبانی نظری جنبش فوتوریسم شامل موارد زیر است ،توجه به علم، تکنولوژی و جهان آینده ، حمل و نقل سریع السیر ، گسست از گذشت، حذف تزیینات ، بلندمرتبه سازی ، نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک ساختمان

شروع جنگ جهانی اول سبب پایان جنبش فوتوریسم شد. عمر جنبش فوتوریسم نسبتا کوتاه بود. این جنبش به عنوان یک نظریه فکری فراگیر فقط در شمال ایتالیا مطرح بود. اگرچه هیچ ساختمان مهمی به این سبک ساخته نشد اما اشکال و تصاویر کشیده شده توسط معماران آن سبک پس از نیم قرن به منصه ظهور رسید

سبک معماری فولدینگ

معماری فولدینگ یکی از سبک های مطرح در دهه ی پایانی قرن گذشته بود. فلسفه ی فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف و معمار فقید فرانسوی ، دلوز مطرح شد .

فلسفه فولدینگ منطق ارسطویی را نیز زیر سوال می برد. از نظر این فلسفه ، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد .زیر بنا و روبنا وجود ندارد. معماری فولدینگ به دنبال تعداد است و می خواهد سلسله مراتب را از بین ببرد. این فلسفه در پی از بین بردن دوگانگی هاست.فولدینگ هم مانند دیکانستراکشن در پی از بین بردن مبنا های فکری تمدن غرب و با لاخص منطق و ریاضی گو نه ی مدرن است

فولد به معنای چین و لایه های هزار تو ، یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است ، هیچ اندیشه ای بر دیگری ارجحیت ندارد ، تفسیری بالاتر و فراتر از دیگری نیست ، همه چیز افقی است . به عبارت دیگر فولدینگ می خواهد منطق دو ارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن کند

هر فضا در ساختمانی به سبک فولدینگ شبیه یک لایه است. ین لایه ها گاهی به صورت موازی در کنار هم قرار می گیرند و گاهی درهم پیچ و تاب می‏خورند. لایه لایه بودن یکی از بارزترین ویژگی های این سبک است و تقریبا در تمام ساختمان های این سبک دیده می شود .

فرم های معماری در این سبک بیشتر به صورت منحنی و نرم هستند . این ویژگی را می توانید در ساختمان «مرکز فرهنگی حیدر علی اف» کشور آذربایجان ببینید ، پوسته این ساختمان کاملا نرم و منعطف است و در هر نقطه با توجه به کاربرد فضا شکلی خاص به خود می گیرد ، ناگفته نماند معمار داخلی این اثر سارا شیخ اکبری، زنی ایرانی است. او از همان لایه های نرم و منعطف سبک فولدینگ در طراحی داخلی این بنا استفاده کرده است؛ لایه هایی که با حرکت آزادانه خود از سطح برخاسته روی دیوار می روند و روی سقف به حرکت روان و سیال خود ادامه می دهند

فرم‏ها یا لایه های معماری فولدینگ در کنار هم شکل محیط اطراف را به خود می گیرند؛ مثلا ساختمانی که نقش راه آهن را بازی می کند، شکلی کشیده مثل خطوط را ه آهن دارد. این ویژگی را می توانید در «راه آهن افراگولا» در ایتالیا اثر «زاها حدید» ببینید. البته ناگفته نماند فولدینگ ها فقط به شکل ظاهری محیط توجه نمی کنند بلکه ویژگی های اجتماعی و تاریخی محیط را نیز در نظر می گیرند

معماران این سبک با ساختمان های بلند عمودی مخالف هستند. بیشتر ساختمان هایی که به این سبک ساخته شده اند، شکل افقی دارند

«گرگ لین یکی از معماران مشهور این سبک، در یک حرکت نمادین طبقات مختلف «برج سیرز» را که یکی از بلندترین ساختمان‏های ساخته شده به این سبک بود به صورت لایه هایی درآورد و آنها را به صورت افقی در کنار هم قرار داد. او با این کار مخالفت خود را با ساختمان های بلند عمودی اعلام کرد ، نماي خارجی برج تماما با شیشه هایی به رنگ برنز و آلومینیوم سیاه رنگ پوشش شده است ، این برج از 9 مکعب مستطیل چسبیده تشکیل شده که به صورت سلسله وار هر کدام تا ارتفاع معینی بالا می روند. دو مکعب مستطیل آخر به ارتفاع 443 متر می رسند.فضلور خان براي هر مکعب مستطیل 25 ستون فلزي در نظر گرفت.لذا برج سیزر از نه لایه –مکعب مستطیل- و هر لایه از 25 لایه – سیستم سازه- تشکیل شده است

در بسیاری از ساختمان ها فضاهای مهم در راس بنا یا در بهترین جایگاه قرار می گیرند و حتی شکل آنها کاملا متمایز از بقیه فضا هاست. این تفاوت آن قدر است که بیننده به راحتی می تواند این فضا را از بقیه تشخیص دهد اما معماران سبک فولدینگ با این سلسله مراتب که به اصطلاح بخش وی آی پی نام دارد ،  مخالف هستند

معماران از این سبک در ساخت وسایل خانه هم استفاده می کنند . فرانک گهری یکی از معمارانی است که با سبک فولدینگ میز و صندلی ساخته است ، در کارهای او لایه ها به خوبی مشخص هستند . این لایه ها در کمال سادگی بسته به نوع کاربری صندلی یا حتی خواسته مشتری به شکل های خاص درآمدند . این لایه ها که کاملا شبیه هم ساخته شده‏اند با توجه به موقعیت قرار گیری شان نقش متفاوتی را بازی می کنند .

سبک معماری های تک

از دید معماران های تک، ساختمانهای امروزی باید نمایش دهنده عصاره فکری و تکنیکی عصر حاضر یعنی تکنولوژی باشد. بنابراین، یکی از اهداف روشن و بارز این معماری، زیاده روی در اجزای صنعتی ساختمان با در معرض دید قرار دادن آنها بود، زیرا از نظر آنها جنبه های تکنیکال، خلق کننده زیبایی ساختمان هستند

یکی از بارزترین نمونه های این زیاده‌روی، مرکز فرهنگی ژرژ پمپیدو در  پاریس است . در این نمونه، داکت های تهویه و لوله های تاسیساتی بطور بسیار برجسته ای در بیرون ساختمان خودنمایی می کنند که به نوبه خود کاری افراطی محسوب می شود، زیرا تا آن زمان داکت های تهویه و تاسیسات جزو اجزایی بودند که در داخل ساختمان پنهان و  مخفی می شدند. این ساختمان توسط دو معمار پیشرو و معروف های تک به نام های ریچارد راجرز و رنزو پیانو طراحی و ساخته شده است .

میتوان معماری های تک را یکی از شاخه‌های معماری مدرن دانست، زیرا این معماری که بر اساس ایده های اولیه معماری مدرن بنا شده، هدفش تمرکز بر استفاده از یافته های تکنولوژیکی جدید در طرح و اجرای ساختمان است

از ویژگی های معماری های تک میتوان به ، تاکید بر اجزای صنعتی و پیش ساخته به صورت منظم و تنظیم شده ،  ایجاد فضاهایی یکپارچه از طریق استفاده از اسپیس فریم ها و عناصر صنعتی پیشرفته ،  استفاده از دیوارهای شیشه ای پایا و ایستا به صورت سطوح یک پارچه در جداره های بیرونی بنا، با بکار گیری اجزا و ساختارهای مرکب فولادی سبک و طراحی بام ساختمان اشاره کرد .

ریچارد راجرز در مصاحبه خود با تلویزیون بی بی سی این عقیده را چنین بیان می‌کند : ایده‌هایی که معماری می‌کنیم، از خیلی لحاظ ریشه در باورهای ما دارد و به این ربط پیدا می‌کند که ما ساختمان را مثل یک کتاب بخوانیم. برای اینکه ساختمانی خوانا باشد، باید جریان ساختن آن قابل روئیت باشد. این شیوه‌ای است که ما معماری می‌کنیم و احساس ما این است که این کار در گذشته هم انجام می شده است این موضوع اصلاً تازگی ندارد، کلیساهای عظیم گوتیک مثالی بسیار روشن است. زمانی که آب از درون ناودان شرشر کنان تخلیه می‌شود، خیلی هیجان انگیز است. این بسیار روشن و خیلی خوانا است. این نوع معماری مورد علاقه من است . علم همه ما را به هیجان می‌آورد. ما معماران عقیده داریم که قرن حاضر قرن علم است، فیلسوفان نیز همین عقیده را دارند. منظورم از علم خیلی کلی است. ما شاهد انقلابات شگفت آوری در علم بوده‌ایم و عقیده داریم که علم و تحقیق عملی ما را با اخنگ معماری بهتر آشنا می‌کند و این مورد علاقه ما است که می‌توان به شکلی مفاهیم علمی را با تعبیر شاعرانه‌ای طرح و تبیین کرد

راجرز می‌گوید: همانند کلیساهای گوتیگ، ما ساختار را نمایان می‌کنیم

سانتیاگو کالاتراوا که بیشتر شهرتش را مدیون طراحی سازه‌های عظیم و شگفت‌انگیز کابلی است، اثری به سبک هایتک را نیز به نام خود ثبت کرده است. کمر چرخان که در ابتدا مجسمه‌ای الهام گرفته شده از چرخش ستون فقرات انسان بود، به دنبال درخواست جانی اورباک، ، از سانتیاگو کالاتروا مبنی بر طراحی سازه‌ای بر اساس مجسمه معروف این معمار، به نخستین برج چرخان دنیا بدل شد. این برج چرخان که در مالموی سوئد اجرا شده است و به سبک فوتوریسم نسبت داده می‌شود، نخستین برج چرخان دنیا و نیز یگانه اثر سانتیاگو کالاتراوا در سبک هایتک به شمار می‌رود

یکی از برجسته‌ترین آثار نورمن فاستر ، ساختمان مرکزی شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای است. به گفته نورمن فاستر، مهم‌ترین دلیل طراحی این ساختمان به سبک هایتک، ایجاد فضاهایی یکپارچه با پلانی باز است که جز از طریق حذف ساختارهای باربر داخلی و استفاده از دکل‌های مرکب میسر نمی‌شد

اصل مهم در طراحی های تک این است که همواره باید برای هر تصمیم گیری در طراحی مبنای عملکردی وجود داشته باشد. سازه باید واقعی باشد و توجیهی عملکردی داشته باشد. های تک تمایل به مبالغه آمیز کردن عملکرد تکنیکی اجزای ساختمان دارد. المان های بناهای های تک سازه ی فلزی عضلانی، پوسته ی صیقلی نفوذ ناپذیر و سر سخت، کانال های هوا و دود کش هایی که عملا در معرض دید قرار می گیرند، بیان گر فرم تکنیکی خود هستند

طراحی های تک مواد و قطعات پیش ساخته ی صنعتی را با ارتباطی جدید در هم می آمیزد تا محصولات و اجزای مبلمان را خلق نماید. در این فرآیند از جزییات تکنیکی در صنایع نظامی وعلوم محض و لوازم الکترونیکی مربوط به بازی ها و سرگرمی ها نیز الهام گرفته می شود. مانند اتفاقی که در مبلمان اداری نورمن فاستر با نام نوموس یا در محفظه های کابینتی که ماتیوتان طراحی کرده، دیده می شود

فنگ شویی

فنگ شویی یا فانگ شویی فلسفه و هنری باستانی است که سابقه آن به 3000 سال پیش در کشور چین باز می گردد. فنگ به معنی باد و شویی آب است که در فرهنگ چینی باد و آب مظهر سلامتی و پاکی است

در چین دو مکتب وجود دارد . مکتب تائوئیسم و گودیسم . مکتب تائوئیسم قدیمی ترین مذهب چین است که هدف آن از ظاهر به باطن رسیدن میباشد و فنگ شویی در مکتب تائوئیسم وجود دارد .

فنگ شویی به دنبال ارتباط و هماهنگی اجزای موجود درهستی و ما است تا در گرو این ارتباط سلامتی جسم و روح و رقم زدن رویداد های بهتر را به ارمغان بیاورد .

فنگ شویی یک هنر متافیزیک است که در آن همه چیز با در نظر گرفتن انرژی چی جایگاه تعریف شده ای میابند . اعمال ، مکتب و تمامی ایده ها در جهت ایجاد هارمونی ، تعادل و تناسب با محیط طبیعی شکل میگیرند .

برای طراحی پلان یا حتی انتخاب پلان مناسب یا چیدمان مناسب در پلان موجود با رویکرد فنگ شویی لازم است از جدول 9 گانه یا مربع یا مستطیل جادویی کمک بگیریم به گونه ای که مربع را طوری بر پلان قرار دهیم که یمی از خانه های ردیف پایین بر روی درب ورودی قرار گیرند . به طریق این جدول ما میتوانیم در ابتدا تشخیص دهبم که هریک از بخش های خانه کجا قرار دارد و به نسبت آن چیدمان را ترتیب دهیم .

نکات ثابت برای گردش بهتر انرژی چی در خانه میتواند کاربرد هر چه کمتر از گوشه های تیز به ویژه گوشه های میز ها باد .

بخش مرکزی خانه باید خلوت باشد و از گذاشتن اشیا یا میز های متعدد کوچک جلوگیری شود . در فنگ شویی گذاشتن کاکتوس در داخل خانه بسیار منفی بوده چرا که گیاهان خار دار از گردش درست انرژی چی جلوگیری میکنند .

در فنگ شویی یکی از عناصر مهم در خانه آینه است وجود آینه بسیار مفید است اما جایگاه و نحوه قرارگیری آن بسیار اهمیت دارد چراکه به عنوان مثال قرار گرفتن آینه روبه روی در ورودی بسیار انرژی منفی دارد چرا که انرژی مثبت به هنگام ورود به خانه را به بیرون سوق میدهد  همچنین آینه در اتاق خواب نباید روبروی تخت قرار گیرد چراکه به هنگام بیدار شدن از خواب و مشاهدهی آن انرژی بسیار منفی را از خود ساطع میکند . اما قرار گیری آینه در غذاخوری به صورتی که تصویر میز بر روی آن بیفتد و غذا ها دو برابر به نظر برسند بسیار خوب بوده و افزونی نعمت به همراه خواهد داشت .

باید از گذاشتن هر گونه موجود مرده پیشگیری کرد به عنوان مثال گل خشک به هیچ عنوان در خانه نگهداری نشود و یا کلکسیون بال پروانه و غیره بسیار انرژی منفی خواهد داشت . نگهداری هر وسیله ای که اصلا کاربردی ندارد هم انرژی منفی خواهد داشت و باید یا ان را به کسی داد یا فروخت یا به دور انداخت و در کل باید چنین لوازمی را در طبیعت رها کرد .

از گذاشتن عکس متوفی به ویژه با صورتی غم آلود و با ربان مشکی و شمع جدا باید خوداری شود میتوانید در صورت نیاز عکس در حال خنده یا شاد یا دست جمعی با ایشان در خانه قرار دهید . البته استفاده از شمع در جای جای خانه مفید است . شمع بسیار انرژی خوبی دارد .

وجود گیاهان زنده در هر جایی از خانه بسیار مفید و نشاط آور است اما از گذاشتن کیاهانی که سر به پایین دارد دوری کنید و اگر سقف بلندی ندارید از آویزان کردن گیاه به سقف هم خود داری کنید .

قرار دادن ظروف کریستالی بسیار انرژی مثبتی از خود ساطع میکند چرا که ترکیب نور و کریستال منشا زیبا و پر انرژی خواهد بود .

استفاده از سرامیک از ظروف تا کف پوش در مرکز خانه بسیار انرژی خوبی خواهد داشت و فرایندی آرامش بخش است .

عناصر آب ، آتش ، باد ، خاک ؛ فلز و چوب در فنگ شویی کاربردی مجزا و مهم دارند . فلز باید در بخش غربی خانه حضور داشته باشد و از فلز به هیچ عنوان در شرق خانه استفاده نشود . افرادی که عنصر ماه تولد آن  ها آتش ااست استفاده از چوب در محیط اطراف آن ها به آنان انرژی مثبت بسیاری تقدیم کرده و باعث آرامش آنان میشود . و همچنین اشخاصی که عنصر آن ها آب است فلز باعث آرامش آن هاست .

چرخه سازنده: این عنصرها نشانگر تغییر هستند و هر یک عنصر بعدی را می‌آفریند یعنی: آب، چوب را تغذیه می‌کند ، چوب، سوخت آتش است ، آتش، خاک را (به شکل خاکستر) به وجود می‌آورد ، فلز از خاک بدست می‌آید ، فلز می‌تواند مانند آب جاری شود . چرخه مخرب: اگر این عنصرها نادرست استفاده شوند (یکی در میان استفاده شوند) خطرناک می‌شوند و چرخه مخربی ایجاد می‌کنند . زیرا: آب، آتش را خاموش می‌کند. آتش فلز را ذوب می‌کند. فلز، چوب را می‌برد. چوب، خاک را می‌فرساید. خاک، آب را آلوده می‌کند

در فنگ شویی هر یک از عناصر از نظر قطبی جایگاه خود را دارند به گونه ای که شمال آب ، شرق و جنوب شرقی چوب ، مرکز و شمال شرقی و جنوب غربی خاک و غرب و شمال غربی فلز است .

دیگر راه بررسی فنگ شویی توسط نقشه باگوآ است . برای موقعیت یابی نقشه فنگ شویی باگوآ نیازاست  تا برخی از قوانین فنگ شویی ساده را دنبال کنیم  معمولا نمودار باگوآ را با درب ورودی همراستا می کنیم. درب ورودی در فنگشویی به معنای انرژی زندگی است جایی که تمام انرژی به فضا وارد می کند با این حال، اگر درب جلویی خانه یا ورودی، مسدود شده و یا هرگز استفاده نمی شود، دری که بیشترین استفاده از آن می شود را برای همراستا کردن نقشه باگوآی فنگ شویی معیار قرار دهید . برای همراستا کردن نقشه باگوآ، تصور از دیدگاه یک پرنده از بالا به خانه نگاه میکنیم و سپس نقشه را روی خانه قرار میدهیم . درب جلویی یا ورودی خانه باید با پایین نقشه باگوآ همراستا شود و بر روی هم منطبق شود

7 رستوران عجیب و زیبای دنیا

رستوران dinner in the sky 

شرکت این رستوران در 47 کشور  دنیا شعبه  دارد. وعده های غذایی بر روی یک میز که با جرثقیل به آسمان می رود، چیده می شوند . این رستوران تجربه ای لذت بخش غذا خوردن در حالت معلق را به انسان میدهد.

رستوران مروارید 

اولین رستوران زیر دریا در دنیا، با نام مروارید، در مالدیو ساخته شده است. این رستوران زیر دریا با هزینه ای کمتر از 5 میلیون دلار ساخته شده و بخشی از پروژه جذب توریست جزیره رانگالیفینولهو محسوب میشود.

رستوران یخی دبی

این رستوران به طور کامل از یخ ساخته شده! صاحبان از هیچ چیز جز یخ برای دکوراسیون داخلی استفاده نمی کنند، بنابراین اگر میخواهید از آن بازدید کنید، ممکن است لازم باشد یک کت و لباس گرمتر را همراه خود داشته باشید.با آب و هوای گرم در این منطقه، این تجربه کاملا سرد است. شما ممکن است قادر به صرف زمان زیادی در آن به دلیل سرمای زیاد نباشید اما قطعا خاطره ای به یادماندنی خواهد بود.

رستوران درختی در تایوان

این رستوران درختی در تایوان حس غذا خوردن داخل لانه پرندگان را به میهمانان خود می دهد. غذاها با استفاده از زیپ لاین به رستوران هایی که در ارتفاع ۵ متری قرار دارند، می رسد

رستوران صخره ای زنگبار

خانه‌ای قدیمی ساخته شده روی صخره‌ای در کنار ساحل Michanvi Pingwe در کشور زنگبار، حالا به یکی از بهترین رستوران‌های غذای دریایی این کشور تبدیل شده است. این خانه در اصل محلی برای استراحت ماهیگیران محلی بود. زمان‌هایی که سطح آب پایین رفته باشد، مسافران می‌توانند تا رستوران را پیاده‌روی کنند اما در هنگام بالا آمدن آب مجبور به استفاده از قایق‌ها هستند.

رستوران گلخانه ای فرانسه 

در این رستوران بر روی صندلی که می نشینید چنان محو تماشای گل های اطراف می شوید که شاید اصلا یادتان برود که به اینجا آمده اید تا غذا بخورید! اینجا مطمئنا برای عاشقان گل و گیاه مثل بهشت می ماند جایی است که باید در آن تا می توانید نفس عمیق بکشید و عطر گل های تازه را استشمام کنید. در این رستوران می توانید جذابیت فرانسه را در فضایی لوکس و غافلگیرانه بیشتر احساس کنید و شبی فراموش نشدنی و رمانتیک را بگذرانید.

رستوران غاری ایتالیا 

شاید رستوران‌های صخره‌ای زیادی در دنیا وجود داشته باشد اما این یکی با بقیه تفاوت دارد. رستوران «Grotta Palazzese Puglia» درون یک غار آهکی در کنار دریا ساخته شده و فقط از ماه مه تا اکتبر، یعنی در زمانی که دریا طوفانی نباشد غذا سرو می‌کند. این رستوران ایتالیایی از قرن ۱۸ میلادی دایر بوده است.

بررسی معماری و طراحی برای نابینایان

بدون شک فضاهای شهری باعث دوری گزیدن نابینایان و کم بینا ها از فضای جامعه میشود چرا که وجود نا همواری های متعدد و پله های کوچک و بزرگ و صحیح نبودن نوار حرکتی نا بینایان در پیاده راه ها و بعضا نا مناسب بود کفسازی مسیر ها و وجود چاله ها خطرات بسیاری برای نابینایان به ارمغان می آورد و به دنبالش سبب گوشه گیری و دوری گزیدن آنان از جامعه میشود.

شايد مناسبسازی فضای شهری برای نابينايان و يا كليه معلولين در قالب طرحهای كوتاه مدت ، ميسر نباشد و نيازمند زمان طولانی باشد، اما حداقل كاری كه برای معلولين و از همين دست نابينايان می توان انجام داد، يک طراحی استوار بر مبنای علمی و كاربردی است كه دارای تشخيص و درمان صحيحی از زيست نابينا در فضا باشد

بشر همواره سعی در تطبيق خود، با محيطی دارد كه از آن بی اطلاع است چنانچه اگر بتواند محيط و فضای اطراف خود را بشناسد ، به لحاظ احساسی و روحی صحيح تر زندگی میکند .

دريافت ما از محيط تابع مراحل خاصی است كه با دريافت اندام های حسی از محيط شروع می شود و به ادراک خاتمه می يابد .فرد نا بینا که یکی از اقسام حواس پنجگانه دور از درکش است برای جبران آن از حواس دیگر برای درک بهتر بهره میجوید و با بررسی بیشتر فضا میتوان اهمیت هر بخش را به وضوح فهمید . برای مثال سطح سقف برای نا بینا غیر قابل دسترس است و همین امر سبب میشود اهمیت چندنانی نداشته باشد.

سطوح عمودی ديوار در تعريف و بستن فضا از نظر بصری فعال ترين سطوح هستند . در محدوده ی ادراكی نابينا به عنوان مرز جداكننده فضاها وعملكردها تلقی می شود و می توان از آنها به عنوان معرف مكان، مسير و جهت، بهره برد و از آنجا كه در افراد بينا نيز ديوار ، مرزی برای درک فضا است و اساسا محور كار معماری معمولا ديوار است، ارزش عملی ديوار در درک فضا بيشتر مشهود می شود و فقدان بينايی نابينا ، بايستی ديوار را با ابزار دريافت او از ديوار تجهيز كرد .

در بحث طراحی برای نابينا سطح كف از آن رو اهميت می يابد كه عمده درک نابينا از مسير و مكان يابی وی می تواند از راه شناسايی نشانه های روی كف مسير تحقق يابد . لذا نوع پوشش مسير، زاويه و حالت تماس، اختلاف سطوح و ساير حالات لمس قابل دريافت از آن بايستی طبق يک نظم پيشبينی شده و هدفمند باشد .

نابينايان تأكيد بر درک فضا به كمک حركت در آن و درک فاصله های زمانی و مكانی نه به وسيله درک محدودة خطی آنها دارند و آنان همچنين تأكيد بر تأثير تفاوت جنس هوا (بو، دما، رطوبت و …) و نوع صداهای محيط و بازگشت صدا در درک حجم داخل ساختمان ها و نيز تأثير جريان هوا برای حركتشان در فضا، بدون برخورد با اطراف و بدون كمک عصا و دارند .

به علت استفاده نابينا از ديوار به عنوان پارامتر كمكی در درک موقعيت مكانی، “كنجها در حكم تمام شدن يک مسير، يک موقعيت و يا يک امتداد هستند .

برای فرد نابينا حركت در مسيری كه اطلاعات هر مرحله آن با مرحله ديگر متفاوت است، بسيار دشوار و سرعت او بسيار كند است. از اين رو در طراحي معماری و شهرسازی ، خلق يک اثر يكدست و آسان برای نابينا اهمیت فوق العاده می يابد . و بايد درکفسازی فضاها يک شيب قابل درک ايجاد نمود تا نابينا بتواند به كمک درک جهت شيب، مسير و جهتهای لازم را بشناسد

محدوده حركتی نابينا چه در داخل فضای معماری و چه فضای شهری، بايستی از وجود موانع پاكسازی شود و از هرگونه طراحی بوجود آورنده اين حالات نيز پرهيز شود . وجود موانع حركتی عامل بسيار مهمی در ايجاد اضطراب و كندی حركت و صدمات گوناگون برای نابينايان بشمار می آید.

نسبتهای مختلف مصالح چه از نظر ابعاد و زبری بافت و چه از نظر خواص الاستيک و انعطافپذيری، برای ادراک نابينا از مكان با ارزش است و در صورتی كه قرار دهی آنها مطابق يک نظم و يک هدف باشد، در درک مكانی نابينا از طريق حس لامسه بسيار مفيد است

علاقه ويژه نابينايان به محيطهای سرسبز و پردرخت به دليل سكوت ويژه اين محيطها و تميزی و طراوت هوا و نيز تداعی آنان از باغ بيشتر جنبه درک اصوات طبيعت و احساس آرامش آن است. نابينايان توجه خاصی به بويايی برای درک احساس گل و گياه دارند . نابينايان چه مطلق و چه نيمه بينا ميتوانند به كمک تابش نور خورشيد به پوست زاويه و محل استقرار خورشيد را كاملاً درک كنند و بر حسب تجربه و مقايسه موقعيت خورشيد با ساعات روز، موقعيت خود با فضاهای اطراف و مكانهای مختلف را با دقت زيادی حدس بزنند آنان همچنين از جريان هوا برای جهت يابی و حدس عدم وجود مانع در جهت مسير باد، بهره ميبرند .

از گياهان مزاحم كه شاخ و برگ آنها در حدود ارتفاع سر وصورت نابيناست نبايد استفاده نمود. در انتخاب درخت و پوشش گياهی بايستی از درختان ريز ميوه (توت و …) برای جلوگيری از لغزندگي مسير حركت نابينا و درختانی كه برگريزی زياد دارند برای گم نشدن مسير حركت و رفت و آمد نابينا حتيالامكان پرهيز نمود .

مسیر های نابینا باید دارای تناسب انسانی و تقران باشد اهمیت تقارن به این علت است که محور به لحاظ وجود ابتدا و انتهای مشخص، امتداد و جهت واحد، قرارگيری فضاها در دو طرف يک مسير ثابت و راحتی دسترسی به مسير اهميت دارد و علاوه بر تناسب و تقارن سلسله مراتب ، ریتم و تکرار هم بسیار در طراحی اهمیت دارد و به طراحی صحیح تر کمک میکند .